تبليغاتX
دخترونه
فقط دختر ها وارد شوند؟

خصوصيات پسر هاي ايروني:

ابرو هاي برداشته شده.(تيميس)

چشما شون بيشتر از عقلشون كار مي كنه.

قد كوتاه تا دلت بخواد.

تا يه دختر ميبينن مثل جوجه راه مي افتند دنبالش.

آبرو كه اصلا" نمي دونند چيه.

هندس فري توي گوششونه ولي از مبايل خبري نيست.(واسه افه ديگه)

ماشين باباي بد بختشون شون رومي دزدند با رفقا ميرند داغونش مي كنند.

چشمك زدن تيك عصبيشونه.

اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره.

اگه ميخواي يه چيزي. رو همه ي دنيا بفهمند به يه پسر بگو(خيالت تخت فقط بهش بگو به هيچ كس نگه!!!)

زبون باز ترين و پاچه خوار ترين موجودات روي زمين.

دوست دارم و عاشقتم جزو حرفهاي عادي شونه و به همه ميگن كه فقط به تو اين حرفو ميزنم.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 اسفند1384ساعت 17:23  توسط ملیحه | 

امسال هم با همه ي خوبي ها و بدي هاش داره تموم ميشه،تا به امروز با خودت فكر كردي توي اين سال چه كار هايي كردي ،چه كارهايي بدون فكر انجام دادي، چقدر به خودت فحش دادي، چقدر آرزوي مرگ كردي، چقدر كارت به جاهاي باريك رسيده،چقدر با ديگران بازي كردي،چقدر مردم آزاري كردي،چقدر وقتت هدر رفته،چه كار هايي كه ميتونستي انجام بدي و كم كاري كردي ،چقدر حسرت خوردي،چقدر .........

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 اسفند1384ساعت 17:22  توسط ملیحه | 

الهي تو بميري من نميرم

سر قبرت بيام پارتي بگيرم

الهي حصبه واِم اِس بگيري

تب مالت و بلاي جون بگيري

الهي آسم تيپ اِي بگيري

هنوز كه زنده اي پس كي ميميري

الهي يه زن ايدزي بگيري

بفهمي كه داري از ايدز ميميري

الهي كور بشي چشمات نبينه

بميري گم بشي حقت همينه

به در بردي از اينا جان سالم

الهي درد بي درمون بگيري

از طرف دوستم نگين ظهرابي به همه ي آدم هاي بي وفا

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 6:29  توسط ملیحه | 

من اگر دختر نفرين شده ي اندوهم

اگر از نسل گلي هرزه به روي كوهم

اگر از كل جهان وارث يك لبخندم

تو همان آدمك چوبي پيمان شكني

كه فقط لايق آتش زدني

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 6:23  توسط ملیحه | 

 

نمي خواهم به غير از من دوستدار ديگري باشي

نمي خواهم براي يك لحظه حتي به فكرديگري باشي

نمي خواهم كه نقش خندهات را ديگري بيند

نمي خواهم كسي نامش به لب هاي تو بنشيند!

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 6:19  توسط ملیحه | 

هر چند به پاي من پژ مردي

آخر چه بلايي به سرم آوردي

آنقدر من كه براي تو مي مردم

اي كاش توهم براي من مي مردي

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 6:19  توسط ملیحه | 

تو را با ديگري ديدم ،كه گرم گفتگو بودي

با او آهسته ميرفتي،سرا پا محو او بودي

صدايت كردمو بر من چه بيگانه نگه كردي

نگا هت را نمي بخشم

گنه كردي ،گنه كردي

گناهت را نمي بخشم

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 6:14  توسط ملیحه | 

اي خداوندا يكي يار جفا كارش ده

دلبر عشوه گرو سر لش و خونخوارش ده

تا بداند شب ما به چه سازي گذرد

درد عشقش ده وعشقش ده وبسيارش ده

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 6:13  توسط ملیحه | 

رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن

ابتداي يك پريشانيست حرفش را نزن

گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو

چشمهايم بي تو بارانيست حرفش را نزن

آرزو داري كه ديگر برنگردم پيش تو

راهمان با اينكه طولانيست حرفش را نزن

دوست داري بشكني قلب پريشان مرا

دل شكستن كار آسانيست حرفش را نزن

خخورده اي سوگند روزي عهد مارا بشكني

اين شكستن نا مسلمانيست حرفش را نزن

حرف رفتن ميزنيوقتي كه محتاج توام

رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن

حرفش را نزن

حرفش را نزن

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 6:12  توسط ملیحه | 

نام تو را آورده ام دارم عبادت مي كنم

گرد نگاهت گشته ام دارم زيارت مي كنم

دستت به دست ديگري از اين گذشته كار من

اما نميدانم چرا دارم حسادت ميكنم

گفتي دلم را بعد از اين دست كس ديگر دهم

شايد تو با خود گفته اي دارم اطاعت مي كنم

رفتم كنار پنجره ديدم تورا با..... بگذريم

چيزي نديدم اين چنين دارم رعايت مي كنم

من عاشق چشم تواءم تو مبتلاي ديگري

دارم به تقدير خودم چنديست عادت مي كنم

تو اتماسم مي كني جوري فراموشت كنم

با التماس اما تو را در قلب خود جا مي كنم

گفتي محبت كن برو باشد خداحافظ ولي

رفتم كه تو باور كني دارم محبت مي كنم

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 6:8  توسط ملیحه |