![]() |
![]() |
|
| فقط دختر ها وارد شوند؟ |
|
تقدیم به همه ی اونهایی که هیچ وقت هیچ کسی نمیتونه درکشون کنه. تقدیم به آقاجونم.به شوهر خالم وبه دایی هام و تقدیم به پدرم وهمه ی اونهایی که از جونشن واسه این وطن مایه گذاشتن.
اتل متل يه بابا شهید ابولفضل سپهر __________________ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 21 بهمن1385ساعت 13:57 توسط ملیحه |
|
|
سلام امروز رفتم دفتر واسه ی انتخاب واحد بعد دیدم که ارن در مورد حج عمره مفرده دانش آموزی صحبت میکنن.منم زد به سرم و بدون اینکه به شرایط و خانوادم فکر کنم فرم رو گرفتم .نمیدونم یه چیزی بهم میگه خدا دوستم دازه و میخواد من برم پیشش البته میدونم اصلا" لیاقت اونجا رفتن رو ندارم و اینو هم میدونم که هر چیزی لیاقت می خواد ولی نمیدونم چرا از یه ساعت پیش همش یه چیزی ته دلم بهم امید میده.امشب میخام برم مراسم آقا امام حسین ازش میخام منو ببره اونجا.دلم میخواد یه کمی آدم بشم!!!ای خدا دل منو روشن کن.از همین الان موندم چه طوری به خانوادم بگم که قبول کنن.تو رو خدا واسم دعا کنین که بشه .دعا کنید خدا قسمتم کنه .نمیدونی الان چه حسی دارم .می خوام گریه کنم وای اصلا" نمیتونم خودم رو اونجا تصور کنم.ای یعنی میشه. واسم خیلی خیلی دعا کنید. ملتمس دعایتان(شدیدا") فعلا" یا علی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 12 بهمن1385ساعت 13:57 توسط ملیحه |
|
|
اصلا" نمیدونم چی بگم.فقط اینکه اولین باره که توی زندگیم یه اتفاق رو بعد از ۷ماه فراموش نکردم.عجیبه !!!شاید حکمتی توی کار باشه.راستش من آدمی نیستم که عاشق بشم یا جونم بسته به جون یه نفر باشه یا بدون اون نتونم زندگی کنم. از این بابت هم خوشحالم .زود دل میبندم و خیلی زود تر از اونی که فکرش رو بکنی دل میکنم و فراموش میکنم.نمی دونم خوبه یا نه؟امما عجیب تر از اون اینه که بعد از ۷ ماه نتونستم فراموش کنم!خیلیه ها.
من نمی خوام بگم دوستش دارم ولی نمیتونم از ذهم بیرونش کنم.همش میاد تو فکرم.ازشم بدم نمیاد !! یه جورایی جذابه البته این فقط نظر من نیست همه همین و مین ولی این جذتب بودمش دلیل نمیشه که همش بیاد تو ذهنم .این همه آدم جذاب اطراف من هستن!!! خدا چی کار کنم از ذهنم بره بیرون؟ تو یه راهی پیش پام بذار!! فعلا" یا علی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 بهمن1385ساعت 11:56 توسط ملیحه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سکوت ساحلیم را پر از تلاطم کرد
نه موج بود و نه طوفان فقط تبسم کرد!! |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|